روزی فردی جوان هنگام عبور از بیابان، به چشمه آب زلالی رسید.

آب به قدری گوارا بود که مرد سطل چرمی اش را پر از آب کرد تا بتواند مقداری از آن آب

را برای استادش که پیر قبیله بود ببرد. مرد جوان پس از مسافرت چهار روزه اش، آب را

به پیرمرد تقدیم کرد

ادامه ...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٠ | ٦:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : صدای ســـکوت | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس