به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد

به من گفت:نرو که بن بسته!

گوش نکردم ، رفتم

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم

پیر شده بودم . . .



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٦ | ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : صدای ســـکوت | نظرات ()

گاهی

دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...

میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی ...

دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،

آهای جماعت...

میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟

شما دقیقا چه رنگی هستید؟!

رمانتیک...

به ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار

فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست

دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...

نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...

می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....

پس بگذار که نداند بی او تنهایم...

دور میمانم که نزدیک بماند...

بعضی زخــــم ها هســــــت که هـــــــــر روز بــــایـــد روشونو باز کنــــی

و نـــــــــمـــــــــــــک بپـــــــــــاشــــــــــ ــــی ...

تــــــــا یــــــــــادت نـــــــــــــره که ســــــــــــــراغ بعضـــــــــــی آدمـــــــــــــا

نبــــــــــــــــــــایـ ـــــــد رفـــــــــــت ، نــــــــــــــبـایـــد! ! !



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٢ | ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : صدای ســـکوت | نظرات ()

 

گـاهــﮯ

نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت

مــیـکـنـﮯ

 

آنــقـدر

بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر

نـمـﮯ آیـد

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٢ | ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : صدای ســـکوت | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس